پخش زنده
امروز: -
نبیه بری رئیس پارلمان لبنان برای وداع با رهبر شهید انقلاب پیامی منتشر کرد.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری صدا و سیما به نقل از پایگاه اینترنتی العهد لبنان، نبیه بری رئیس پارلمان لبنان به منظور وداع با آیت الله العظمی امام سید علی خامنهای رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران پیامی منتشر کرد.
در این پیام آمده است: ای رهبر امت و شهید شاهد؛ در روز وداعت میگویم تو امامی هستی که در ذهن و خاطر چندین نسل باقی خواهی ماند و الگوی جاویدانی برایشان خواهی شد که فراموش نشدنی است.
زخمی که به برادرانمان در جمهوری اسلامی ایران وارد شد، در اصل به همه مردم شریف لبنان وارد شد. هرگز این عبارت را فراموش نمیکنم: «برادرم؛ استاد نبیه.. گوشت شما گوشت من، خون شما خون من، صلح شما صلح من و جنگ شما جنگ من است».
بسم الله الرحمن الرحیم
یقیناً خدا از مؤمنان جانها و اموالشان را به بهای آنکه بهشت برای آنان باشد خریده؛ همان کسانی که در راه خدا پیکار میکنند، پس [دشمن را]میکشند و [خود در راه خدا]کشته میشوند [خدا آنان را]بر عهده خود در تورات و انجیل و قرآن [وعده بهشت داده است]وعدهای حق؛ و چه کسی به عهد و پیمانش از خدا وفادارتر است؟ پس [ای مؤمنان!]به این داد و ستدی که انجام دادهاید، خوشحال و شاد باشید؛ و این است کامیابی بزرگ.
صدق الله العظیم.
سرورم، امام!
برخی واژهها از فرهنگ لغت خود گستردهترند، برخی مواضع فراتر از زماناند، و برخی مردان از شمار فراتر میروند تا آنجا که گفته میشود: «امتی در قامت یک مرد».
در روز وداع با شما،ای رهبر امت و شهید شاهد، شماای امام، همچنان حافظه نسلها و الگوی جاودانه آنان باقی خواهید ماند؛ الگویی که هرگز فراموش نمیشود. آنان به مواضع پیشگامانه شما بازخواهند گشت و ما نیز بازخواهیم گشت؛ مواضعی که ستمگران، طاغوتها و متجاوزان را به رنج افکند: «نه شرقی، نه غربی... و یاری مظلومان عبادت است.»
این همان انقلاب اسلامی ایران است که ما آن را زیسته و در کنار امام سید موسی صدر تجربه کردهایم؛ در پیوند و ارتباط با امام راحل آیتالله سید روحالله موسوی خمینی و همراه با شهید مصطفی چمران؛ آن زمان که امام صدر با قلم خود «ندای پیامبران» را خطاب به شرق و غرب برای ایران و لبنان نگاشت.ای امام شهید، سید علی خامنهای،ای سفرکرده اقامت گزیده!
پیش از دیدار با شما، خورشیدی درخشان برای سپیدهدمی نو بودید، و گاه گوش پیش از چشم عاشق میشود. هنگامی که برای نخستین بار در اوایل دهه نود میلادی به دیدارتان آمدیم، ما را به آستانه امامان بزرگ رساندید و تمام آنچه بود و آنچه باید باشد و آنچه میتوانست مرهم زخمها گردد و ما را از صفحات بسیار یک کتاب بینیاز سازد، در چند جمله خلاصه کردید.
هرگز آن عبارت را فراموش نمیکنم:
«برادر من، استاد نبیه، و از طریق شما به برادران و خواهران عزیز در جنبش امل؛ گوشت شما از گوشت من است و خون شما از خون من. صلح شما صلح من است و جنگ شما جنگ من. ما فرزندانی از یکدیگریم. وحدت، سپس وحدت، سپس وحدت، و آن هم در همه سطوح.»
ما به این سخن وحدتآفرین خو گرفته بودیم؛ سخنی که بر هر لب و زبانی جاری شد، بر پایه مقابله با دشمن صهیونیستی که کودکان را پیش از بزرگسالان و سالخوردگان را پیش از جوانان هدف قرار داد تا روح مقاومت را در لبنان ریشهکن کند. همان دشمنی که کشور را چنان ویران کرد که برخی روستاها تنها خاطرهای از گذشته شدند، و دریایی از شهیدان، مجروحان، اسیران و استوارماندگان بر آرمان و سلاح بر جای گذاشت؛ و ما وصیت را حفظ کردیم.
سرورم، اماما!ای شهیدِ رفته و حاضر!
ما هنوز در ماه محرم هستیم، و مصیبت همچنان بزرگ است و چراغ هدایت همچنان میدرخشد. امام حسین (ع) همچنان جهتنمای راه و فریاد جاودانه تاریخ است: «دامنهایی پاک، نیاکانی پاک، پیشانیهای غیرتمند، و جانهایی آزاده که هرگز فرمانبرداری از فرومایگان را بر مرگ کریمان ترجیح نمیدهند؛ و هر اندازه که فداکاریها سنگین باشد، هرگز تغییر مسیر نخواهیم داد.»ای فرزند امامان!
سرنوشت امامان، و شما که از عترت پاک آنان هستید، این است که به شهادت برسند؛ با نیرنگ و خیانت، با قتل و ضربت از پشت. همانگونه که شما در محراب نماز و قرآن در میان دستانتان بودید... آه، شب قدر!
سرورم!
در آخرین طواف خود، از تهران تا نجف، تا کربلا و سامرا، و سپس تا مشهد مقدس و بارگاه رضوی، شما را با این دعا و فریاد به یاد میآورم:
«گویی اندامهایم را درندگان بیابان میان نواویس و کربلا پارهپاره میکنند.» و هر روز عاشوراست.
در جایگاه شما، واژهها سرشار از درسهای جاودانهاند. در وداع با شما، سخنانی را به یاد میآورم که در آخرین دیدارمان، هنگام تسلیت شهادت رئیسجمهور سید ابراهیم رئیسی و همراهان شهیدش، به شما گفتم؛ و اکنون آن را به حضرت آقا سید مجتبی و برادران در رهبری جمهوری اسلامی، انقلاب و ملت ایران، میسپارم:
«زخمهایی که بر پیکر برادران ما در جمهوری اسلامی ایران وارد میشود، زخمی است که هر لبنانی شریف آن را بر خود احساس میکند.»
سرورم!
شرافتمندانهترین مرگ، شهادت است. خوشا به زمینی که پیکر شما را در خود جای میدهد؛ زمینی که شریفترین واردشونده را به عنوان شهید، در کنار پیامبران، اولیا، امامان و صدیقان میپذیرد، و چه نیکو رفیقانی هستند آنان.
«إنا لله وإنا إلیه راجعون، و حسبنا الله و نعم الوکیل.»